باز باران بی ترانه... باز باران با تمام بی کسی های شبانه... می خورد بر مرد تنها...می چکد بر فرش خانه...باز

می آید صدای چک چک غم...باز ماتم من به پشت شیشه ی تنهایی افتاده... نمی دانم...نمی فهمم کجای

قطره های بی کسی زیباست؟...نمی فهمم, چرا مردم نمی فهمند که آن کودک...که زیر ضربه شلاق باران

 سخت میلرزد...کجای ذلتش زیباست؟؟؟؟؟؟؟؟؟


 

نوشته شده توسط روزبه در Tue 5 Feb 2008 ساعت 12:14 موضوع | لینک ثابت